قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

آموزش هیپنوتیزم

آموزش هیپنوتیزم
 
آموزش خود هيپنوتيزم و هيپنوتيزم عملي

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه نهم اسفند 1389 توسط مقدم

فراگیری هیپنوتیزم و درک صحیح اموزشهای آن و کسب مهارت در این علم به مطالعه ، تحقیق و تمرین جدی نیاز دارد . اما سوالی که همواره مطرح می شود اینست که آیا فراگیری این علم به نیروی ویژه ای بستگی دارد که هیپنوتیزور اگر واجد این نیرو نباشد ، انجام هیپنوتیزم امکان پذیر نیست ؟





ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط مقدم
وبلاگ در روزهای آتی به رو خواهد شد .


نوشته شده در تاريخ جمعه پنجم آبان 1385 توسط مقدم
با سلام

قرار شده به دلایلی دوباره این وبلاگ رو راهاندازی کنیم و به نوشتن ادامه بدیم . امیدواریم که بتونیم در ماههای آینده یه سایت درباره هیپنوتیزم راه اندازی کنیم تا چه پیش آید .










با تشکر . نویسنده
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 توسط مقدم

در ابتداي بحث اصلي هيبنوتيزم به تعريف بعضي از مفاهيم اصلي هيبنوتيزم مي پردازيم. دانستن تعريف علمي اين مفاهيم شما را در پيگيري بهتر موضوع ياري مي دهد. هيبنوتيزم : يك تغبير گذاري ذهني است كه با تغيير در درك، تصوير سازي ، تلقين پذيري وتمركز همراه بوده و با تلقين پديد مي آيد. هيبنوتيزم با پديده هايي چون انفكاك همراه است. هيبنوتيزور : كسي كه اقدام به عمل هيبنوتيزم مي كند اما بصورت علمي و حرفه اي به كسي هيبنوتيزور مي گويند كه بتواند 70% از مردم را با استفاده از تكنيكهاي مناسب به خلسه فرو برد. سوژه : كسي كه تحت عمليات هيبنوتيزم قرار مي گيرد به بيان ديگر كسي كه عمل هيبنوتيزم و سير آن را تجربه مي كند (نه آنكه الزاماً به خلسه فرو رود.) ضميرآگاه و ضمير نا خودآگاه : تعاريف بسيار و در عين غير جامعي از آْنها در دست داريم. واقعيت اين است كه بسياري از مفاهيم براحتي قابل تعريف كردن نيستند. از كساني كه در مورد آگاه و ناخودآگاه بحثهاي جالب توجهي ارائه و نقش اساسي ايفا كرده اند فرويد جايگاهي ويژه دارد. ضمير آگاه جايگاه دانسته هاي معمول ماست. تفكر انتزاعي يا همين فكر استدلالي ما مربوط به ضمير آگاه ماست. اما ضمير ناخودآگاه جايگاه عظميمي است كه آروزها، اميال، عواطف، احساسات و آن چيزهايي كه فراموش شده، سركوب گرديده و واپس خورده، به انجا سرازير مي شود. تفكر ضمير ناخودآگاه قياسي بوده و از اين رو زبان صحبت كردن با ضمير ناخودآگاه ، با زبان متعارف اندكي تفاوت دانسته و تابع قواعد خاصيت كه رعايت آنها باعث بهتر شدن نتيجه هاي دلخواه مي گردد. جزئيات بيشتررا بعداً توضيح خواهم داد. خود هيبنوتيزم : تكنيكي كه با آن شخص مي تواند خود را به جلسه هيبنوتيزمي فرو برد. توضيح اينكه تكنيك خود هيبنوتيزم نسبت به هيبنوتيزم بسيار ساده تر بوده و طي ساعات محدودي شخص مي تواند آن را بياموزد. مانيتيزم : بنيان آن را به مسمر منتسب مي كنند پيروان اين تئوري يا مكتب فكري معتقدند كه موجودات واجد يك انرژي خاص مغناطيسي هستند كه بكمك آن مي توانند بر روي موجودات ديگر اثر بگذارند. اين اثر مي تواند درماني نيز باشد. در اينكه اين عقايد تا چه حد مبناي علمي دارد با افزايش آگاهيها و اطلاعاتتان ،قضاوت نهايي با شما خواهد بود. قابليت هيبنوتيزم پذيري : حداكثر عمق خلسه اي كه پس ازتجربه چهار تا پنج بار فلسفه هيبنوتزم، شخص بدان دست مي يابد قابليت هيبنوتزم پذيري مي گويند. معمولاً هيبنوتيزم پذيري يك شخص خصوصيت ثابتي مي باشد ولي به طور شايع ديده مي شود كه فردي چند بار خلسه هيبنوتيزم را تجربه مي كند و فرضاً به حالت سبكي فرو مي رود ولي در تجربه اي ديگر فرد خلسه عميقي را تجربه مي كند. در اينجا نبايد اين را به حساب تغيير خصوصيات رواني مي بگذاريم بلكه در ابتدا بايد به عوامل شايعتر و موثري نظير تغيير هيبنوتيزور، شرايط محيطي و انگيزه سوژه براي تجربه هيبنوتيزم و ... فكر كنيم. عمق خلسه : براي عمق خلسه هيبنوتيزم تقسيم بنديهاي متعددي ارائه شده است يك تقسيم بندي رايج و عملي اين است كه خلسه هيبنوتيزم را به شش طبقه مختلف تقسيم مي كنند.خلسه سبك 2 خلسه سبك 3 خواب سبك 4 خواب عميق 5- سومبنابوليسم سبك 6- سومبنامبويسم عميق. اما درجه بندي مهمتر و علمي تر از اين و در عين حال آسان از لحاظ علمي، تقسيم بندي ديويس مي باشد. در اين تقسيم بندي، خلسه هيبنوتيزم به 30 پله درجه بندي شده است. كه خود به 3 پله ده تايي تقسيم شده است. جزئيات آن بماند براي بعد اما فعلاً براي مثال بدانيد كه فرضاً ريلدكسشن يا وانهادگي عميق جسمي و رواني در پله پنجم اين جدول قرار دارد ويا پديده كاتالپسي يا پل انساني كه با تلفيق مي توان بدن فرد را به حالت سفتي منتشر عضلاني درآورد و يك اسپاسم عمومي براي فرد ايجاد كرد كه اين سفتي در حدي است يعني عمقي از خلسه كه با بازكردن چشمها نيز حالت خلسه همچنان برقرار مانده و پديده هاي عجيب و جالب توجه هيبنوتيزم، جدايي از محيط، تجربه توهمات گوناگون با تلقين و... كه اغلب در اين عمق از خلسه رخ مي دهد شروعش از پله 20 مي باشد.

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه چهاردهم بهمن 1384 توسط مقدم

 

دكتر شاركو دستيار ديگري داشت بنام دكتر اعلم الملك كه از اولين دانشجويان اعزامي از ايران در دوره قاجاريه بوده و پس از مرگ شاركو ، جانشين وي در بيمارستان روانپزشكي پاريس گرديد .

 دكتر اعلم الملك پس از روي آوري به علوم  غريبه ، از مقام خويش استعفا داده و به ايران بازگشت و به عنوان پزشك دربار مظفرالدين شاه مشغول به كار شد . او هيپنوتيزم را از شاركو  آموخته بود و براي سرگرمي درباريان در مجلس شاه هيپنوتيزم انجام مي داد. در واقع او اولين كسي است كه هيپنوتيزم را با اين نام به ايران آورده ، به سرزميني كه مردمش از هزاران سال قبل اين علم را به خوبي مي دانستند و به مقاصد مختلف از آن بهره مي بردند .

 ناگفته نماند كه بسياري از تكنيكهاي موجود در كتابهاي جديد هيپنوتيزم كه از سوي هيپنوتيزورهاي غربي معرفي شده ملهم از روشهائيست كه دراويش ايران در صدها سال قبل در مراسم خويش به كار ميبردند .و عليرغم اينكه در مكاتب فعلي هيپنوتيزم بين هيپنوتيزورهاي علمي و هيپنوتيزورهاي سنتي از لحاظ مباني تئوريك ، گاها تفاوتهاي اساسي وجود دارد ولي تكنيكهاي موجود و آمار افرادي كه به درجات سبك ، متوسط و عميق هيپنوتيزم فرو ميروند و نيز افرادي كه هيپنوتيزم نمي شوند همخواني نزديكي وجود دارد اما گاهي از افرادي كه وارث علوم پر رمز و راز صوفيان ايراني هستند ، اعمالي عجيب سر مي زند و در اينكه اين اعمال ، در واقع جلوه هاي خاص هيپنوتيزم هستند ترديدي نيست اما آمار موجود در كتابها را بشدت زير سوال مي برد . در توجيه اين پديده ها هم كوششهاي فراواني شده و دستاوردهاي قابل توجهي هم حاصل گرديده ، اما در بسياري اوقات بنظر ميرسد كه اطلاعات ما در توجيه اين مسايل اندك  بوده و هنوز راه درازي براي شناخت اسرار اين علم در پيش رو داريم .

                                                                                         

در قرن بيستم با افزايش آگاهي و نيز روشن شدن تاثيرات هيپنوتيزم در درمان برخي بيماريها ، مراجع رسمي پزشكي در بسياري از كشورهاي مترقي مجاب گرديدند كه هيپنوتيزم را به عنوان روش معتبر در طب جايگزين يا آلترناتيو بپذيرند براي مثال در سال 1958 ميلادي استفاده از هيپنوتيزم توسط پزشكان در آمريكا مورد قبول قرار گرفته و در كشورهاي اروپايي نيز كم كم هيپنوتيزم جايگاه نسبتا" مطلوبي پيدا كرد .

در واقع در بسياري از مراكز آكادميك معتبر ، دپارتمانهاي تحقيقات هيپنوتيزمي از حدود 50 سال قبل ، شكل گرفته و اين موضوع باعث پيشرفت مطالعات و اعتبار بيشتر هيپنوتيزم گرديد .

با روشن شدن جنبه هاي فيزيولوژيك تاثير هيپنوتيزم ، جايگاه آن ارتقا قابل توجهي يافته به نحوي كه افراد معتبري چون سادوك نظرات جالب توجهي ابراز داشتند . دكتر سادوك كه از روانپزشكان نامي معاصر مي باشد حدود دو دهه  قبل بيان نمود كه هينوتيزم يك روش طبيبيست و نبايد آن را به ديد يك شاخه از طب جايگزين نگريست . در واقع سادوك بين هيپنوتيزم و علومي نظير طب سوزني افتراق قائل شده و توصيه نموده بود كه پزشكان هيپنوتيزم را بدانند و در درمان از آن بهره گيرند .

تا دو دهه قبل حتي طرفداران متعصب هيپنوتيزم اعتقاد داشتند كه هيپنوتيزم در بيماريهاي رواني يا روان تني موثر است . اما با ارائه نتايج تحقيقات متعدد و جامعي كه در مورد اثرات هيپنوتيزم صورت گرفته و پيشرفتهايي كه در زمينه شناخت واسطه هاي شيميايي اعصاب و سيستم ايمني بدن و نيز ارتباط بين آن دو حاصل گرديد ه ، اثر بخشي هيپنوتيزم در درمان بسياري از بيماريهاي جسمي بخصوص بيماريهايي كه اختلال در سيستم ايمني در بروز يا تشديد آن نقش دارد اثبات گرديده است كه در اين مورد بعدا" بيشتر توضيح خواهم داد .

در كشور ما با اينكه هيپنوتيزم تاريخجه اي بسيار قديمي دارد ، اما در قرن گذشته هيپنوتيزم عمدتا در دست هيپنوتيزورهاي حرفه اي قرار داشته و با اينكه در مهارت و استادي آنها در انجام هيپنوتيزم شكي نداريم اما بدليل بعضي از اظهارنظرهاي غير علمي و برخي ادعاهاي حساسيت برانگيز و دخالت بي حد و حصر گروهي از آنها در امور پزشكي باعث گرديد كه جامعه پزشكي ايران به طور غالب ديدگاه منفي نسبت به هيپنوتيزم پيدا كرده كه البته كاهلي پزشكان و دانش آموختگان علوم پزشكي در فراگيري اين علم و انجام تحقيقات در اين زمينه هم قابل كتمان نيست . به بيان ديگر اينكه هيپنوتيزم در ايران فعلا وضعيتي دارد كه حدود 50 سال قبل در مغرب زمين مطرح بود . بحث و جدلهايي كه در آن زمان در اروپا تقريبا به نفع هيپنوتيزم خاتمه يافته و با اظهار نظرها و تلاشهاي نامداراني چون اريكسون و هيلگارد ، به روش علمي و به صورت مستدل ، هيپنوتيزم جايگاهي آكادميك يافته ، بدليل روند نامناسبي كه هيپنوتيزم مدرن در چند دهه گذشته در كشور ما طي كرده ، متاسفانه وضعيت فعلي اصلا" مطلوب نيست . البته با تشكيل شدن انجمن هاي علمي متعدد و نيز برگزاري دوره هاي آموزشي كلاسيك توسط مراكز معتبري چون سازمان نظام پزشكي ايران در طي دو دهه قبل ، وضعيت بهتري را نويد مي دهد ، اما فكر مي كنم تا رسيدن به جايگاه مطلوب هنوز راه زيادي مانده است .

در بين هيپنوتيزور هاي حرفه اي ايران چند نفر نقش فعالتري داشته اند نظير آقايان كابوك ، الماسيان ، فريور  و .... كه در اين ميان فكر ميكنم ، با نام كابوك بيشتر آشنا باشيد . آقاي شعبان طاووسي متخلص به كابوك ، هيپنوتيزم را نزد افرادي چون هاري آرونز فرا گرفت . آرونز از معروفترين و علمي ترين هيپنوتيزورهاي حرفه اي معاصر آمريكاست . وقتي كابوك به ايران بازگشت ، اگر چه به دليل برپايي جلسات متعدد نقش مهمي در معرفي هيپنوتيزم به جامعه ايراني ايفا نمود اما برخي اظهار نظرهاي نه چندان علمي و اتخاذ روشهايي كه چندان به مصلح نبود ، با توجه به اعتباري كه در بين مردم يافته بود باعث بروز عقايدي گرديده كه اصلاح آن با اينكه سالها از مرگ كابوك مي گذرد ، هنوز كار راحتي نيست .البته منظور از بيان اين موضوعات نقد عملكرد است و نقش مثبت كابوك در معرفي هيپنوتيزم به هيچ وجه قابل كتمان نيست و عقايدي هم كه ذكرش به ميان آمد فقط كار او نبوده بلكه در واقع اينها اعتقاداتي است كه حداقل از زمان مسمر به صورت جدي در اين حوزه مطرح بوده و خيلي ها اين اعتقادات را متعصبانه بيان مي دارند ولي آنهايي كه شناخته شده تر هستند و صاحب جايگاه شده اند مسئوليت سنگين تري دارند . نقش آنها همانقدر كه مي تواند موثر باشد ، مي تواند مخرب هم باشد . ولي چون مطمئنا" هيچ تعمدي در بين نبوده ، و آنها صرفا" عقايدشان را بيان مي كردند ، بايستي به كارهاي مثبتشان قدر نهاد . ولي كاش اين گونه افراد ، به محدوده خود رضايت مي دادند و امور پزشكي و روانپزشكي و مسائل تخصصي روانشناسي را به اهلش واگذار مي كردند تا باعث برانگيخته شدن حساسيت منفي جامعه علمي نگشته و وقفه اي در روند پيشرفت هيپنوتيزم و خدشه اي به حرمت اين علم مقدس وارد نمي شد .

به هر حال واقعيتي اجتناب ناپذير اين است كه در چند دهه گذشته هيپنوتيزم توسط هيپنوتيزورهاي حرفه اي به مردم جامعه ما شناسانده شده و بسياري از آنها نقش شايان توجه و خدمات ارزشمندي ارائه داده اند . از حدود دو دهه قبل نيز توجه جامعه پزشكي به هيپنوتيزم در حد قابل ملاحظه اي ، افزايش يافته و برگزاري كلاسهاي آموزشي توسط نظام پزشكي ، تشكيل چند انجمن علمي ، انتشار كتابهاي نسبتا" جامع و .... نويد از آينده اي بهتر مي دهد اما هنوز آنقدر اطلاعات مردم جامعه ، حتي قشر تحصيلكرده ، در اين مورد كم است كه بسياري از آنها تفاوت هيپنوتيزم را با مسايلي همچون  انرژي درماني و .... نمي دانند .

هيپنوتيزم علمي معتبر ، قديمي ، اصيل و موثريست كه به عنوان اصلي ترين تكنيك دستيابي به ضمير ناخودآگاه ، و نيز به عنوان يك روش كم عارضه و موثر پزشكي و علمي كه به دليل آميختگي آن با عرفان ، ادبيات و هنر و ارتباط آن با روان انسان جايگاه والا و مستقل خود را داراست و در ميان خيل طرفداران آن ، من هم سعي دارم با كمك دوستان ، براي معرفي علمي آن به جامعه جوان و پويا و جوياي دانش مملكتم گامي بردارم و اداي وظيفه نمايم .

 

 

 

 

همتم بدرقه راه كن اي طاير قدس  ***   كه درازست ره مقصد ومن نوسفرم

 

اي نسيم سحري، بندگي من برسان ***  گو فراموش مكن وقت دعاي سحرم

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم دی 1384 توسط مقدم

 

هیپنوتیزم حالتی از تغییر طبیعی ذهن است که با تغییر در درک ، تصویر سازی ، تلقین پذیری و تمرکز همراه می باشد. آدمی در شرایطی خاص خودبخود این حالت تغییر ذهنی را می تواند تجربه کند. وقتی آنچنان محو تماشای تصویری می شوید که از اطرافتان غافل می گردید ، وقتی شنیدن نوای موسیقی دلخواهتان باعث میگردد که متوجۀ وقایعی که در اطرافتان می گذرد نمی شوید و حالاتی اینچنینی ، درواقع تجربۀ هیپنوتیزم خودبخودی هستند. در این مورد بعداَ توضیحات بیشتری خواهم داد.

 

 در اینجا قصد از بیان این موضوع این بوده که هیپنوتیزم را صرفاَ یک خلسۀ مصنوعی که نیاز به مکان و زمان خاص و وجود فردی به عنوان هیپنوتیزور داشته باشد ، قلمداد نکنید. بنابراین چون هیپنوتیزم ، حالت طبیعی تغییر ذهن می باشد ، قدمت آن بی تردید به هزاران سال قبل می رسد و انسان متفکر حتماَ از زمان های بسیار دور متوجۀ این پدیده شده است.

 

 آنچه که از متون کهن و حکایات تاریخی و شواهد موجود به دست می آید ، این عقیده را ثابت می کند که انسانها به شیوه های مختلف در جوامع گوناگون از این پدیدۀ جالب بهره می گرفتند.

 ردپای هیپنوتیزم را در مراسم جادوگری ، رقصهای خاص بومیان آفریقایی ، مراسم آیینی سرخپوستان آمریکا ، روشهای خاص شفابخشی مؤبدان زرتشتی ایران در3000 سال قبل ، آیینهای مذهبی و ......   به وضوح می توان مشاهده نمود . مصریها ، ایرانیان و هندیها اقوام پیشرو در استفادۀ علمی از این علم بوده و با توجه به قدمت تاریخ تمدن و سابقۀ درخشان علم و وجود متفکران تیزهوشی که نامشان در تاریخ جاودانه شده ، این اعتقاد تاریخی دور از ذهن نمی باشد. برای مثال می توان از مانی نام برد. مانی آنچنان مهارتی در هیپنوتیزم داشت که یکی از هیپنوتیزورهای آمریکایی ، مانی را بزرگترین هیپنوتیزوری می داند که تاریخ بخود دیده است. بسیاری از کراماتی که از مانی نقل می کنند ، شباهتی عجیب با تکنیکها و پدیده های هیپنوتیزمی دارد که امروزه هم مورد استفاده قرار می گیرد.

 

 

خلاصه اینکه هیپنوتیزم در طی تاریخ به شکل های مختلفی جلوه گری می نمود تا اینکه در قرن هیجدهم ، در اروپا ، دکتر فرانس آنتوان مسمر در برخورد با کشیشانی که با آهنربا اقدام به شفابخشی می کردند ، به این اعتقاد رسید که مغناطیس اثر درمانی دارد و این تئوری را مطرح کرد که موجودات واجد یک انرژی مغناطیسی هستند که می تواند بر روی موجودات دیگر اثر بگذارد و این اثر می تواند جنبۀ درمانی نیز داشته باشد و درواقع مسمربنیانگزار مانیتیزم شد.

 

 مسمر پزشکی معروف ، خوشنام و باهوش بود. حوضی ساخت که در آب آن قطعات آهنربا قرار داده بود و به اعتقاد خود ، تصور می کرد که آن آب مغناطیسی شده است. بیمارانش بر لبۀ آن حوض می نشستند و پاهای خود را در آب قرار می دادند. دکتر مسمر با ابهت و وقار خاصی وارد صحنه می شد و عصای آهنربایی خود را ، پس از مدتی انتظار وارد آب می کرد تا آنچنان که خود عنوان می کرد جریان مغناطیس به راه بیافتد و در این زمان اغلب بیمارانی که بر لبۀ حوض نشسته بودند ، دچار حالتی از هیجان عصبی می شدند و در واقع یک فلسفۀ هیجانی را تجربه می کردند و وقتی از آن حالت بیرون می آمدند بسیاری از آنها ، احساس بهبودی می کردند و شاید هم سلامتی خود را باز می یافتند.

 

 وقتی شهرت و آوازۀ مسمر ، در سراسر اروپا پیچید و خیل عظیم بیماران بسوی او هجوم آوردند ، لوئی شانزدهم هیاتی را که متشکل از افرادی چون لاوازیه و فرانکلین بوده ، مأمور بررسی روش درمانی مسمر نمود. پس از بررسی دقیق ، آنها بیان داشتند که روش درمانی مسمر در بسیاری از اوقات نتیجه بخش است اما صحت علمی روش درمانی او را مورد تردید قرار داده و تأیید ننمودند و این باعث شد که مسمر از ادامۀ فعالیت باز ماند.

 

مسمر عقایدی را بنیان نهاد که نمی توان آن عقاید را خیلی مقرون به واقعیت دانست ، اما در هر حال باعث گردید که نگاه ها به سوی این حالت که بعدها هیپنوتیزم نام گرفت ، جلب شود ازاین رو مسمر را می توان باعث و بانی تولد هیپنوتیزم علمی دانست و این نکته هم لازم است ذکر شود که علی رغم اینکه بیش از2000 سال قبل ، صحت علمی تئوریهای مسمر را مردود شمردند که واقعیت هم جز این نبوده  اما هنوز هم عقاید مسمر طرفداران فراوانی دارد.

 

 

در اینجا قصد ندارم مانیتیزم را یکسویه نقد کنم. بگذاریم بحث ما ادامه یابد و نتیجه گیری نهایی را ، بخصوص وقتی نگاهتان به هیپنوتیزم عوض شد ، به خودتان واگذار می کنم.

 

بعد از مسمر افراد دیگری چون آبه فاریا و لافونتن آمدند و کارهای مسمر را پی گرفتند تا نوبت به دکتر جیمز برید انگلیسی رسید. وی متوجه شد بعضی بیمارانی که نگاهشان به نقطه ای نورانی تثبیت می شود ، دچار تغییر حالتی خاص می شوند. او با مسمر و عقایدش آشنایی داشت. با نظم بخشیدن به مشاهداتش ، متوجه شد که این تغییر حالت درواقع یک خلسه است که سوژه یا فردی که در آن فرو می رود آرامش یافته ولی در عین حال حرف شنوی خاصی در او بروز می کند. جیمز برید نام این خلسه را هیپنوتیزم نهاد که برگرفته از نام « هیپنوز » الهۀ خواب یونان است. برید در همان زمان متوجه شد که استقرار این خلسه ربطی به مغناطیس ندارد و درواقع تغییر در تمرکز سوژه با ثابت کردن نگاه او و حرفهایی که درمانگر بیان می کند باعث استقرار آن می شود و در همان زمان هم بیان کرده بود که این حالت خواب نیست و با خواب معمولی تفاوتهای اساسی دارد و چون نام هیپنوتیزم در شنونده مفهوم « خواب » را تداعی می کند ، متوجه شد که نام مناسبی را انتخاب نکرده است. اما تا بخود بجنبد این نام آنچنان فراگیر شد که فرصت تغییر در آن را از او گرفت.

 

بعد از جیمز برید که حدود 170 سال قبل ، مبدع نام هیپنوتیزم بود ، بزرگان زیادی در عرصۀ شناسایی علم هیپنوتیزم قدم به میان گذاشتند. از جملۀ اینها می توان از برنهایم ، شارکو ، فروید ، اریکسون و هیلگارد نام برد. برنهایم برای رد هیپنوتیزم دست به آزمایشات و تحقیقاتی زد ، اما نه تنها هیپنوتیزم را رد نکرد ، بلکه آنچنان به هیپنوتیزم معتقد شد که هنوز جملات جانبدارانۀ زیادی از او به یادگار مانده که در جای خود بیانشان می کنم. برنهایم اعتقاد داشت کسانیکه هیپنوتیزم نمی شوند ، مبتلا به یک نوع اختلال روانی هستند.

 

شارکو ، متخصص اعصاب معروفی که در کتابهای پزشکی از او بسیار نام برده شده است ، هیپنوتیزم را نشانۀ هیستری می دانست ( هیستری یک اختلال عصبی است که امروزه در حوزۀ اختلالات تبدیلی Convertional Disorder   جای می گیرد و اطلاعات بیشتر را خدمتتان ارائه خواهم داد ) و دلیل او ، هیپنوتیزم پذیری بیش از حد هیستریک ها بود. بعدها در تعاملاتی که بین این دو پیش آمد ، این نتیجه حاصل شد که « هیپنوتیزم یک تجربۀ ذهنی گذراست که بیش از 90% از مردم طبیعی جامعه قادر به تجربۀ آنند. اما هیپنوتیزم شدن نه نشانۀ سلامت روان است و نه دلیلی برای بیماری روانی ».

 

فروید هیپنوتیزم را از شارکو آموخت و بحث ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه فروید به طرز جالبی در این مورد تئوریهایی ارائه داد که از بحث های اثاثی و پایه ای برای توجیه حالتها و پدیده های هیپنوتیزمی می باشد.

 

فروید شرط های بعد از هیپنوتیزمی ( Post Hyphosis Response ) را نیز اول بار به طرز جالبی توصیف کرده است. بعدها که فروید به روانکاوی و روش تداعی آزاد روی آورد ، هیپنوتیزم را روش مناسبی برای روانکاوی ندید ( که گاهی از اوقات هم به دلایلی چنین است ) و او به همین دلیل از هیپنوتیزم دست کشید و این دستاویزی شد تا روانپزشکان به هیپنوتیزم بهای درخور ندهند و به طور سمبلیک در بین هیپنوتیزورها معروف است که فروید ورود هیپنوتیزم به مجامع آکادمیک را پنجاه سال به تأخیر انداخت.

 

هیپنوتیزم یک تکنیک علمیست که تاریخچه ای مستقل داشته و می تواند در بسیاری از بیماری های روانی مؤثر واقع شود و در بسیاری از اختلالات روانی نیز هیچ کاربرد مؤثری ندارد و در معدودی از اختلالات روانی هم بکار بردن آن ممنوع است. این علم انحصار به هیچ گروه خاصی ، حتی گروه پزشکی ندارد و اتفاقاَ نامدارترین هیپنوتیزورهای حرفه ای ، افرادی غیرپزشک بوده اند. اما استفاده از هیپنوتیزم در امور درمانی باید منحصراَ در اختیار کسانی باشد که قانوناَ حق درمان دارند. روانپزشکان هم می توانند آنجاییکه صلاح می دانند از این علم در جهت درمان بیماران خود بهره بگیرند و مختار هستند هیچ استفاده ای از آن نکنند.

 

اما مخالفت با هیپنوتیزم ، آنچه که در گوشه و کنار شاهد آنیم و برخی از روانپزشکان عزیز با استفاده از مستندات و منابع مربوط به دهها سال قبل به این امر مبادرت می کنند همانقدر پذیرفتنی نیست که تعریف و تمجیدهای بی حد و حصر عده ای که مایلند هیپنوتیزم را عملی جادویی و ساحرانه تلقی کنند. در هر صورت عقاید هر کس در جای خود محترم است. ما با تخطئۀ بی دلیل هر فرد و یا هر مکتب فکری ، موافق نیستیم و در این وبلاگ هدفم شناساندن علمی هیپنوتیزم بر اساس جدیدترین تئوریها و تحقیقات بوده و می خواهم به دور از هرگونه حاشیه پردازی بی مورد به بالندگی علمی زیبا ، شریف و مؤثری چون هیپنوتیزم اهتمام نمایم و در این راه به نقد و نظر بی پیرایه ، علمی و غیرمتعاصبۀ دوستان ، بشدت علاقمندم و هردستا را که در این راه کمکم کند به گرمی میفشارم تا به یاری خداوند ، هیپنوتیزم را در سرزمینی که مردمش از هزاران سال قبل بل آن آشنایی داشتند و عوامل مختلف باعث پیشرفت آن گردیده ، به جایگاه درخور و شایسته اش نزدیکتر سازیم.

 

ادامۀ تاریخچۀ هیپنوتیزم را بعداَ بخوانید.

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهارم دی 1384 توسط مقدم

با سلام

من علي ملكي دلارستاقي هستم در سال 1349 در شهرستان آمل به دنيا آمدم و تحصيلاتم را تا پايان دوره متوسطه در همان شهر گذراندم در سال 1367 با رتبه 11 كنكور سراسري وارد دانشكده پزشكي دانشگاه تهران شدم و پس از طي دوره 7 ساله طب عمومي ، براي گذراندن تعهدات قانوني به لرستان اعزام شدم . 3 سال بعد يعني در سال 1378 مجددا به تهران برگشته و در دانشگاه علوم پزشكي تهران در رشته پزشكي قانوني و مسموميت ادامه تحصيل داده و در سال 1381 با اخذ بورد تخصصي در اين رشته فارغ التحصيل شدم و بنا به درخواست شخصي براي گذراندن تعهدات باقيمانده به شهرستان رشت نقل مكان كردم .

 

اگر چه از سال 1367 به نوعي زندگيم با درس و شغل پزشكي درآميخته اما قبل از ورودم به دانشگاه در حدود سال 1365 در برخورد با يكي دو نفر با هيپنوتيزم آشنا شدم آنوقتها مثل امروز نبود كه اين همه كتب متنوع و اين تعداد وسايل ارتباط جمعي و بانكهاي اطلاعاتي در دسترس باشد  . يادم مي آيد وقتي در آمل و تهران دنبال كتابي در مورد هيپنوتيزم ميگشتم فروشنده ها يا اصلا اطلاعي نداشتند يا چپ چپ نگاهم ميكردند و يا معدود كساني هم كه اطلاعاتي داشتند بدليل نبود منبع مناسب نمي توانستند كمكي بكنند  . با زحمت دو ، سه كتاب پيدا كردم و سرخود شروع به انجام تمريناتي شدم . امروز كه به گذشته مي نگرم ميبينم چه چيزهايي را به عنوان اطلاعات علمي مي خواندم و چه زحمات بيهوده اي در اين راه كشيدم . البته شايد كشيدن آن زحمات به ظاهر بيهوده ، راهكارهايي را به من آموخته كه باعث شده اگر چه ادعا نداشته باشم بهترين هيپنوتيزور ايرانم كه مطمئنا" اين ادعا هيچگاه با وجود اساتيد متعدد اين فن ، به ذهنم خطور نخواهد كرد اما با اطمينان مي گويم كوتاهترين و راحتترين راه آموزش هنر يا بهتر بگويم علم هيپنوتيزم را بخوبي مي دانم و به آن تسلط دارم .

 

خلاصه پس از قبولي در دانشگاه تهران ، در سال 1368 با شروع آموزش هيپنوتيزم پزشكي در نظام پزشكي تهران با وجود اينكه دانشجوي سال اول بودم با اصرار ، اساتيدي چون دكتر جماليان و دكتر روزبهاني را مجاب كردم كه در آن كلاسها حضور يابم . همكلاسيهاي من حدود بيست نفر ديگر بودند كه عمدتا پزشك يا دانشجويان سالهاي آخر پزشكي بودند . آن دوره برايم بسيار كارساز بود افقهاي جديدي پيش رويم گشود و مرا كه تشنه آموختن و كسب مهارت در اين علم بودم را ، روحيه و اعتماد به نفس مضاعف بخشيد .از آن پس هيچگاه دست از كار و تمرين بر نداشتم .

 

با پيشرفت و ابداع تكنيكهاي ارتباطي و رسانه اي نظير اينترنت  كار راحتتر شده و من به منابع معتبرتري دسترسي پيدا كردم  و با تلفيق هيپنوتيزم و پزشكي و دانسته هاي مستند و مدون هيپنوتراپي سعي كردم پشتوانه علمي خود را محكم سازم .

 

از سال 1378 با اصرار چند تن از دوستان  ، شروع به آموختن هيپنوتيزم به آنها نمودم و وقتي حلاوت آموزش آن را چشيدم مشتاقتر شده و از آن زمان تاكنون حداقل صد نفر پزشك ، دندانپزشك ، پرستار ،ماما و ديگر وابستگان گروه پزشكي ، هيپنوتيزم را به صورت حرفه اي نزد من فرا گرفته اند و صدها نفر نيز در قالب كلاسهاي دانشجويي مراجعات به مطب و دفتر آموزش سابق من در تهران و ....  خود هيپنوتيزم را به روش ساده و در عين حال موثر علمي آموزش ديده اند .

 

بدليل وجود اطلاعات ضد و نقيض در مورد هيپنوتيزم ، بعضي از نظرات متعصبانه خرافي از يكسو و از سوي ديگر وجود مخالفتهاي غير علمي متعصبانه با هيپنوتيزم ، احساس مي كنم  هيپنوتيزم به شدت مظلوم واقع شده است اين علم حداقل سه هزار سال تاريخ مدون در كشور ما دارد . جذابيتها و عجايب فراوان داشته و چه در درمان بسياري از بيماريها و مهمتر از آن در ارتقا و كيفيت زندگي روزمره و تقويت توانائيهاي فردي ، تاثيرات شگرف دارد . از اين رو از هر فرصتي استفاده ميكنم تا با روشهاي علمي و مستدل، اين علم را آنگونه كه هست  و آنچه كه علم تجربي تا بحال بدان رسيده و شايد هم با كمك توجيهات غير علم تجربي ، به جامعه علمي و علاقه مندان علوم شناختي معرفي كنم .

 

تصور مي كنم با نوشتن منظم در اين وبلاگ مخاطبان جديد و مشتاق ديگري بيابم . سعي ميكنم اطلاعات را بروز خدمتتان ارائه كرده  به سوالاتتان پاسخ دهم و خود هيپنوتيزم را به شما بياموزم  شايد هم در موارد خاص هيپنوتيزم را آموزش دهم . حداقل پاداشي كه از اين كار نصيب من خواهد شد يافتن دوستان جوانيست كه با ذهن پويا و مشتاقشان مي خواهند آينده اين مرز و بوم را در دست بگيرند . داشتن فكر سالم ، اعتماد به نفس قوي ، اطلاعات درست  و .....  لازمه تحول يافتن و پيش رفتن است . اگر مطالبي كه به شما ارائه ميدهم باعث شود حتي تعداد معدودي از شما از اضطراب ، تنش ، تشويش و سردرگمي رهايي يابيد ، فكر مي كنم آرزويم برآورده شود  و خدمتي را كه مي خواهم پيشكش جامعه علمي نمايم را به انجام برسانم .

 

 

غرض نقشي است كز ما باز ماند  *****   كه عالم را نمي بينم بقايي

 


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک